برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده پایان نامه درج نمی شود
(در فایل دانلودی نام نویسنده موجود است)
تکه هایی از متن پایان نامه به عنوان نمونه :
(ممکن است هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود ولی در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل است)
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل دوم : پیشینه تحقیق …………………………………………………………………………………………………….8
نزاع میان عقلانیت های گوناگون در یونان باستان. 9
تطور عقلانیت در دوران مسیحی.. 11
رنسانس و بازگشت به عقل خودبنیاد متافیزیک یونانی.. 14
تبیین آرا و عقاید ارتباطی در رنسانس : 16
هگل: عقلانی ، واقعی و واقعی ، عقلانی است… 19
نقش نهضت ترجمه بر رنسانس در علوم. 27
انقلاب های فکری عصر رنسانس… 29
نیکلاس کوپرنیک ستاره شناس لهستانی.. 30
فصل سوم: مدرنیته و عقلانیت… 35
گونه شناسی منتقدان عقلانیت مدرن. 38
بررسی مفهوم مدرنیته از دیدگاه هابرماس… 40
مدرن بودن چیست و رهاورد مدرنیته کدام است؟. 49
روما نیست های آلمانی..……………………………………………………………………………………………..57
اگزیستان سیالیست ها………………………………………………………………………………………………..57
مارکس و فروید……………………………………………………………………………………………………….58
نئومارکسیست ها یا مکتب فرانکفورت… 63
مدرنیزاسیون به عنوان عقلانیت… 63
نگاهی به مفهوم عقلانیت در اندیشه ماکس وبر. 70
فصل چهارم: عقلانیت ارتباطی.. 97
مفهوم عقلانیت و هنجاری بودن. 99
ریشه های عقلانیت ارتباطی هابرماس… 102
از عقلانیت هدفمند ” وبر” تا عقلانیت ارتباطی “هابرماس”. 118
کنش ارتباطی و کنش راهبردی.. 118
حوزه عمومی در اندیشه هابرماس… 130
ایرادهایی بر رویکرد هابرماس… 143
رویکرد اپل و نقد او بر هابرماس… 153
جداول تحلیل ساختار……………………………………………………………………………………………….154
سیر مطالعه عقلانیت ارتباطات ریشه در فلاسفه پیشین دارد که شاخصه های این فلاسفه : مارکس و منتقدین اندیشه او در کتب فرانکفورت همچون مارکوزه، هورکهایمر و وبر بودند که در نهایت به زایش عقلانیت ارتباطی توسط هابرماس انجامید
طبق نظر هابرماس ارتباط از طریق زبان ضرورتاً مستلزم مطرح کردن ادعای اعتبار مشخصاً حقیقت حقانیت صداقت است که وضع آن را به هنگام اختلاف نظر، نهایتاً فقط از طریق گفتگو می توان حل کرد. هابرماس علاوه بر این معتقد است که اهل یک زبان، شرایطی را که چنین گفتگویی در آن نتیجه ای واقعاً صحیح به بار می آورد کاملاً می شناسند و این شرایط را او بر حسب ویژگی های «وضعیت» مساوات طلبانه [و] «آرمانی گفتار» توضیح داده است. عقلانیت ارتباطی بر این نکته دلالت دارد که انسان این توانایی را دارد که در شرایطی نزدیک به این وضعیت آرمانی («گفتمان» در اصطلاح هابرماس) با هدف دستیابی به وفاق، به احتجاج بپردازد.
هابرماس بر مفهوم عقلانیت ارتباطی تکیه می کند تا این نکته را بیان دارد که آنچه اَشکال دموکراتیک سازمان اجتماعی نشان از آن دارند، از اولویت هایی صرف در سنت فرهنگی و سیاسی فراتر است. در دیدگاه او، کنش-گفتاری را بدون اتخاذ موضع در قبال ادعای اعتباری که پیش می کشد، حتی نمی توان فهم کرد، و این موضع به نوبه خود گفتگویی رها از قیود را تدارک می بیند که وضعاین ادعا را مشخص می سازد. بنابراین، ترتیبات اجتماعی و سیاسی مانع چنین گفتگویی را از موضعی فارغ از هرگونه تعهد ارزش خاص می توان به نقد کشید، چون طبق نظر هابرماس نیل به توافق[1] یا هدفی است که برای زبان انسانی، امری ذاتی است. برنامۀ فلسفی مشابهی را کارل ‑اُتو اَپل نیز مطرح کرده است؛ او بر ویژگی های «استعلایی» احتجاج، بیشتر تأکید می کند.
یورگن هابرماس متفکر برجستۀ نسل دوم مکتب فرانکفورت، مفهوم عقلانیت ارتباطی را بدین منظور مطرح ساخت تا آنچه را که «نقصان هنجاری» کار متفکران اولیه این سنت می انگاشت برطرف کند. این نقصان از جمله، فقدان هرگونه مبنای روشن فلسفی برای نقد جامعۀ مدرن بود.
هابرماس تصریح می کند که شرکت کنندگان در کنش ارتباطی باید بتوانند اظهارات مطرح شده در جریان گفتگو را از منظر اعتبارشان بنگرند، و باید هم در باب شیوه های مناسب حل و فصل موارد اختلاف بر سر ادعای اعتبار و هم در باب شرایطی (که همواره ضدواقعیت است) که در آن پیگیری چنین شیوه هایی نتیجۀ واقعاً صحیحی به بار می آورد شناخت کامل داشته باشند. برای مثال، وقتی که پی بردن به اعمال فشار پنهانی، وفاقی را که قبلاً حاصل شده بود بی اعتبار می سازد، این شناخت بسیج می شود.
در سنت فلسفه غرب، مفهوم عقلانیت برای مدتی مدید با قوۀ تأمل و ارایۀ دلیل برای باورها و کنش های ناشی از آنها مرتبط بوده است. وانگهی در فلسفه مدرن، غالباً فقط باورهای قادر به هدایت کنش هدف محورند که نامزد مفهوم عقلانیت قلمداد می شوند. در مقابل، هابرماس اظهار می دارد که [آن] نوع کنشی که محور آن، نیل به توافق در زبان است، قابل تقلیل به کنشی نیست که محور آن را مداخلۀ موفقیت آمیز در دنیای عینی تشکیل می دهد. رسیدن به اهداف کنش-گفتاری به جز آنها که به سبک بیان مربوطند از طریق همکاری ممکن است؛ این امر بستگی به این دارد که دیگران، ادعاهای متکلم راجع به اعتبار را آزادانه بپذیرند؛ این، چیزی بیش از معلولی است که بتوان به طور مکانیکی آن را ایجاد کرد. از این رو قوۀ نیل به وفاق از طریق پیش نهادن ادله، شکل متمایزی از عقلانیت را نشان می دهد که «در شیوۀ ارتباط روزمره وجود دارد» و هابرماس بدین لحاظ آن را «عقلانییت ارتباطی» می نامد.
هابرماس تعبیر حوزه عمومی را در اطلاق به عرصه ای اجتماعی به کار می برد که در آن افراد از طریق مفاهمه و استدلال مبتنی بر تعقل و در شرایطی عاری از هرگونه فشار، زور و در شرایط برابر برای تمام طرف های مشارکت کننده مجموعه ای از رفتارها، مواضع و جهت گیری های ارزشی و هنجاری را تولید می کند.
آنچه موجب جلب نظر هابرماس به مقوله حوزه عمومی شده است، اهمیت این مفهوم به عنوان اساس نقد جامعه مبتنی بر اصول دموکراتیک بوده است. حوزه عمومی عرصه ای است که در آن افراد به منظور مشارکت در مباحث باز و علنی گرد هم می آیند. از نظر هابرماس حوزه عمومی به معنی دقیق کلمه عرصه ای است که هیچ حد و حدودی بر فعالیت آن وضع نشده باشد، حوزه عمومی حوزه عقلانی و حقیقت یاب و حقیقت ساز جامعه است.
این حوزه، عرصه فکر، گفت وگو، استدلال و زبان است. شرایط مکالمه باز و آزاد در حوزه عمومی متضمن این اصل است که هیچ فرد یا گروهی نمی تواند در خارج از این حوزه (یعنی در عرصه قدرت) مدعی شناخت بهتر خیر و صلاح جامعه باشد. پاسخ به پرسش هایی از این قبیل که آزادی، عدالت، برابری، عقلانیت و جزء آن چیست تنها در حوزه عمومی هر جامعه ای ممکن است داده شود و مورد پذیرش و باور قرار گیرد.
در این پژوهش همچنین خواستار تعیین دیدگاههای فلاسفه مدرنیته درحوزه عمومی هستیم . و یکی از مهمترین و کاربردی ترین برنامه این پژوهش را میخواهیم به تفاوتهای اصلی و باورهای هر یک از فلاسفه این رشته درخصوص عقلانیت ارتباطی درحوزه عمومی بگذاریم.
برای دانلود متن کامل پایان نامه اینجا کلیک کنید.
برچسب:
نویسنده: مدیر سایت